تبليغاتX
لوتوس
 
لوتوس
 
 
لوتوس(نیلوفر آبی) , نماد صلح و شادی در ایران باستان
 

چند سالی است که جدال "خلیج فارس یا خلیج عربی؟" بین ایران و کشورهای عربی، داغ شده است و همواره طرفین یکدیگر را به نامگذاری دروغین این آبراه متهم می کنند. اما واقعا نام این خلیج چیست؟! خلیج فارس یا خلیج عربی ؟ ادامه مطلب را بخوانید...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 اگرچه کوروش کبیر(Cyrus the great) آنطور که شایسته است در ایران شناخته نشده ، اما در فرهنگ غرب به چندین وجه معروف است که یکی از مهمترین آنان "پایه گذاری اولین قوانین حقوق بشر جهان" است. هنگام ورود سپاه ایران به بابل، کوروش کبیر دستور داد تا بر روی استوانه ای سفالین فرامین حقوق بشر را حک کنند ، که امروز باعث بالندگی ما ایرانیان است. این است که تاریخ نگاران و فسیلسوفانی نظیر افلاطون ،فیثاغورث ، هرودت ، گزنفون ، ویل دورانت ، ویکتور هوگو ، کنت گوبینو ، هگل، شاتوبراین ، پاپ کلمنتوس پنجم ، ناپلئون ، بوسویه ، دانیل روپس ، گیرشمن ، مولانا ابوالكلام آزاد ، علامه طباطبايي ، دکتر علی شریعتی ، حجه الاسلام شهید هاشمی نژاد ، دکتر باستانی پاریزی و... قلم به مدح کوروش می فرسایند.

حکاکی "انسان بالدار" دردر دشت مرغاب پاسارگاد(Pasargade)، نقش برجسته‌اي از كوروش كبير است که  ظاهرا  وجه تقدس کوروش را در نظر مردم آن زمان ، يادآور می شود. در بالای این اثر به سه زبان زنده آن دوران نوشته شده بود " من کوروش پادشاه ایرانم ..." . سبک هنری خاص این اثر مربوط به دوره قبل از تخت جمشید است و شامل نمادهای عجیبی می شود که حاصل ترکیب عقاید مذهبی پارسی ، عیلامی ، بابلی ، یهودی و... در قالب هنر است.

بنای يادبود کوروش کبير در "پارک المپيک سيدنی" 

در سال ۱۹۹۴ بنای یادبودی از کوروش در سیدنی(Sydney-Australia) ساخته شد تا یادآور صلح و برابری تمام نژادها و پیروان تمامی ادیان باشد ، که نسخهء کپی برداری شده ای از تمثال مقدس کوروش کبیر در پاسارگاد بود. چندی بعد که به علت بازیهای المپیک ۲۰۰۰ ، مجتمع ورزشی "پارک المپیک سیدنی"(Sydney Olympic Park) گسترش می یافت ،  این اثر در محدودهء ساخت و ساز پارک قرار گرفت اما با برنامه ریزی هایی که انجام گرفت تخریب نشد و امروز در محوطه "پارک المپیک سیدنی" قرار دارد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

سلسله پارتیان(Parthian) یا اشکانیان(Arsacid) ، پس از مادها(Median) و هخامنشیان(Achaemenid) ، سومین امپراطوری آریایی سرزمین ایران است که با در هم شکستن سلوکیان(Seleucids) ، سرزمین ایران را از آخرین بازماندگان اسکندر بازپس گرفت. مرزهای قلمروی آنها ــ در اوج قدرت ــ از امپراطوری چین تا امپراطوری روم را شامل می شده است.

وجه شناسایی اشکانیان خصوصا در تاریخ غرب ، نبردهای آنان با امپراطوری روم (Roman Empire)است. اشکانیان مرزهای امپراطوری روم را به  کاپادوسیا(Cappadocia) محدود کرده بودند. آنچه جنگهای اشکانیان در برابر رومیان را برای مورخان غربی جالب توجه کرده است ، پیروزی های اشکانیان به علت  سواره نظام زره پوش و استراتژی نظامی خاص آنها است.

به نقل از منابع تاریخی غرب ، در سال  ۵۵ قبل از میلاد ، کِراسوس(Marcus Licinius Crassus) امپراطور روم ، در پی گسترش قلمروی روم برمی آید. در این بین پیروزی بر پارتیان را افتخار آمیزترین می پندارد و با سپاهی عظیم ، و همچنین با کمک حاکم ارمنستان ــ که در آن زمان بخشی از امپراطوری ایران بود ــ از راه سوریه به مرزهای ایران هجوم می آورد. شاه اشکانی ، اُرد دوم ، سپاهش را به دو بخش تقسیم می کند . بخش اول ، که اکثرا شامل سربازان پیاده نظام بود را برای تنبیه ارمنیان به ارمنستان فرستاد . و بخش اصلی سپاه را که علاوه بر ۹۰۰۰ سوار کماندار ، ۱۰۰۰ سوار زره پوش را نیز شامل می شد ، به فرماندهی سورنا(Surena) ، به جنگ متجاوزین رومی می فرستد. شمار سپاهیان کراسوس در این میدان بالغ بر ۴۳۰۰۰ نفر بود! سپاهیان در شهری به نام "کارها"(Carrhae) به هم می رسند و نبرد سختی در می گیرد. در نهایت رومیان به سختی شکست می خورند. ۲۰۰۰۰ کشته ، ۱۰۰۰۰ اسیر و ۴۰۰۰ زخمی ، بخشی از دستاورد کراسوس در تجاوز به قلمروی ما بود . مورخان اروپایی در برابر این پرسش که " تلفات پارتیان چقدر بوده ؟" تنها یک پاسخ داده اند : " تقریبا هیچ " ! این مورخین پس از بررسیهای تاریخی علت پیروزی مطلق پارتیان را در دو چیز می دانند: یکی زره-پوشان و دیگری کمانداران ورزیده سبک اسلحه پارتی.

زره های اختراعی در سپاه اشکانی که تمام اعضای بدن را می پوشاند - اين  زره ها ، بعدا در تمام دنيا متداول گشت

سواره نظام زره پوش ( heavy cavalry ): اگرچه که استفاده از زره آهنین برای حفاظت از جنگجویان در دورانهای قبل از اشکانیان ، و در سرزمین های دیگر نیز متداول بوده است اما زره های قدیمی تنها برای محافظت از قسمتهای مهم بدن همچون سر و سینه مورد استفاده قرار می گرفت. "سنگین- زره پوشان" اشکانی بخش برگزیده(elite members) سپاه ایران را در زمان سورنا تشکیل می دادند. خاصیت این زره ها این بود که تمام بدن را می پوشاند به طوری که هیچ قسمتی از بدن سرباز دیده نمی شد. این اولین بار بود که چنین زرهی در دنیا اختراع شده بود و حتی کهنه کار ترین جنگجویان رومی نیز در تمام سوابق خود ، چنین زرهی ندیده بودند. بعدها این زره توسط ساسانیان تقویت شد و چنان مورد توجه رومیان قرار گرفت که Ammianus Marcellinus سوار زره پوش پارسی را چنین با تعجب تصویر می کند: " شوالیه(knight) پارسی لباسی تمام آهنین دارد. تمام اعضای بدن او در میان ورقهای قطور فلزی پوشیده اند و در بین اعضا ، مفصلهای فلزی قرار دارند.  با مهارت تمام ،جمجمه ای فلزی سرش را فرا گرفته است. هیچ پیکان و نیزه ای در او اثر نمی کند . شاید تنها راه نفوذ بر آن، باریکه کوچکی باشد که از طریق آن می بینند و یا سوراخهای ریزی که برای تنفس تعببه شده اند. و نیز اسبهایشان توسط پوشش چرمین محافظت می شوند" .  زره اشکانی بهینه سازی شده در دوره ساسانی ، دقیقا در طاق بستان کرمانشاه تصویر شده است. چندی بعد این نوع زره توسط شوالیه های رومی مورد استفاده و بهینه سازی قرار گرفت و تا قرون وسطا متداول بود.

طاق بستان( دورهء ساسانی) کرمانشاه - در قسمت پايين ، زره شواليه پارسی و نيزه بلندش ، بوضوح نمايان است.

استراتژی نظامی خاص اشکانیان ، جنگهای نامنظم توسط کمانداران ورزیده بود که شالودهء ارتش اشکانی را تشکیل می دادند. گروههای سوارکار سبک-اسلحه ، در سپاه اشکانی تربیت می شدند که سوارکاران چالاک و کمانداران قابلی بودند و می توانستند در حال سوارکاری ، از هر سویی، هر هدفی را نشانه روند . علاوه بر این ، تمرینات گروهی پیوسته آنها ،در میدان نبرد ، الگوهای نامنظم ولی هدفمندی از حرکت اسبها را ایجاد می کرد، که به نحوه ای غیر قابل پیشبینی ،به هر سمت و سویی می تاختند و به طور فردی یا گروهی شلیک می کردند. تاکتیک تفکیک شدن سپاه عظیم اشکانی به گروههای متعدد سوارکاران پارتی ، که به هر طرف می تاختند ، باعث از هم گسیختن لژیون روم شده و با توجه به برتری های فردی و گروهی اشکانیان ، پیروزی را نصیب آنها می کرد.این تاکتیک در غرب  Parthian shot نامگذاری شده است. تواناییهای خارق العادهء آنها ،در غرب چون ضرب المثل روایت می شد. قطعه زیر نوشتهء آرتور کونان دویل(Sir Arthur Conan Doyle) خالق داستانهای شرلوک هلمز(Sherlock Holmes books ) است:

With which Parthian shot he walked away, leaving the two rivals open-mouthed behind him"

پارتیزان(partizan) واژه‌ای فرانسوی است و می‌‌نماید که از نام پارتیها(Parthian) گرفته شده باشد. پارتیزان به رزمنده جنگهای نامنظم می‌‌گویند. شناخته شده‌ترین جنگهای پارتیزانی در جنگ جهانی دوم بود که مردمان سرزمینهای اشغالی به دست آلمانیها ، رو به نبردهای پارتیزانی آوردند. پارتیزانها دارای نظم یک سرباز ارتشی نیستند و برای آرمان ویژه‌ای نبرد می‌‌کنند.در نبردهایشان کمتر نشانی از سامانه‌های به روز ارتشها می‌‌توان دید. بیشتر آماج ایشان آزار دشمن و زخم زدن به آنهاست. بیشتر رویه پارتیزانهای پدافندی است تا تازشی. امروزه در ارتش ایران و سایر نهادهای رسمی کشور همچون صدا و سیما ، به جای واژهء جنگ پارتیزانی ، از جنگ اشکانی استفاده می شود که قابل تحسین است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 5:22 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 کوروش را می توان براستی نخستين و یکی از بزرگترین فرمانرواهای آشتی خواه جهان دانست . کوروش با  منش اهوراییش توانست بزرگترین فرمانروایی جهان که مرزهایش در شرق از دریای عمان و رود سند و رود جیحون آغاز میشد و در غرب به دریای مدیترانه و دریای اژه میرسید و در شمال سراسر کرانه های شرقی و جنوبی دریای سیاه را شامل میشد و در جنوب غرب به مصر میرسید. شاید یکی مهمترین پیروزی های کوروش ، فتح بابل و ازادکردن چهل هزار برده قوم بنی اسرائیل باشد. در این زمان بود که گزینفون یک ستایش نامه با نام کوروشنامه در مدح او مینویسد. به گفته ی گزینوفون کوروش بزرگترین فرمانروایی جهان را با خِرَد خود اداره میکرد و به گونه ای از تَک تَک مردمانش نگهبانی میکرد که گویی فرزندان اویند...

در تورات فصلی است که به دانيال نبی نسبت داده شده و آن را سفر دانيال می نامند. در این آیات تورات ٬ دو قوم ماد و پارس را با دو شاخ مجسم می کند و وقتی که این دو یکی و متحد شدند شخصیت آن دو کشور به یک قوچ دو شاخ( قوچ ذوالقرنین )نماینده شده است که همان کوروش ،منجی بنی اسرائیل، است. چیزی که لازم به تذکر است این است که کلمه قرن در زبان عربی و عبری هر دو یکی است و وصف این قوچ که به زبان عربی ذوالقرنین(صاحب دو شاخ) می شود در زبان عبری به لوقرانیم آمده که همان معنای ذوالقرنین را می دهد. در رویای دانیال به یهود بشارت داده شده که پایان دوره اسارت و بردگی و آغاز زندگی آزاد و آبرومند آنان روزی خواهد بود که شخصیت ذوالقرنین پدیدار شود یعنی دو کشور ماد و پارس با هم متحد شده با بابل به دشمنی برخاسته و یهودیان را آزادی بخشد . چند سال پس از پیشگوئی دانیال ٬ این پادشاه که ایرانیان او را کوروش ٬ یونانیان سایرس(Cyrus) و یهودیان خوروش می نامند ظهور کرد . دو کشور ماد و پارس را متحد ساخت و بعد به بابل هجوم برد و بدون زد و خورد به آن شهر وارد شد ٬ آنان را به کنعان (فلسطین امروزی) باز گرداند و معبد مقدس را بنا کرد.

حکاکی انسان بالدار در پاسارگاد منسوب به کوروش - به شاخهای ذوالقرنين (The Two Horn ) توجه کنيد.

حکاکی انسان بالدار در پاسارگاد که حدود یک و نیم قرن پیش توسط باستانشناسان کشف شد ظاهرا  وجه تقدس کوروش را در نظر مردم آن زمان يادآور می شود. در بالای این اثر به سه زبان زنده آن دوران نوشته شده بود " من کوروش پادشاه ایرانم ..." .به شاخها( قرن ) دقت کنید .

بسم الله الرحمن الرحيم

و يسئلونك عن ذى القرنين قل ساتلوا عليكم منه ذكرا.

اگرچه نام  کوروش در قرآن کریم صراحتا برده نشده اما شواهد و قرائن تاریخی ، مذهبی و منطقی بسیاری نشان از این حقیقت دارد که  ذوالقرنین قرآن همان کوروش کبیر است . البته مسکوت ماندن این مسئله ریشه های تاریخی و سیاسی فراوان دارد. در قرون اولیه پس از اسلام ٬ بسیاری از دانشمندان ایرانی به اشتباه ذوالقرنین را " اسکندر" تفسیر کرده اند ٬ اما بعدها ثابت شد که ذوالقرنین قرآن ٬ بنا بر آیات خود قرآن ، هرکه باشد ، قطعا اسکندر نیست! در قرن معاصر ٬ در زمان حکومت پهلوی ٬ به لحاظ اسلام ستیزی ٬  و پس از انقلاب اسلامی به دلیل آریایی گریزی این مسئله پوشیده ماند !

 مفسران عصر جديد از جمله  مولانا ابوالکلام محيی الدين احمد آزاد ( ۱۹۵۸-۱۸۸۸) وزير فرهنگ سابق کشور هند و از نزدیکان گاندی در تفسير معروفش به اردو بنام « ترجمان قرآن »٬ مفسر بزرگ حضرت علامه طباطبائی صاحب الميزان و آيت الله مکارم شيرازی صاحب تفسير نمونه ، و بعضی از قرآن پژوهان از جمله شادروان خزائمی صاحب « اعلام القرآن » و زبانشناس بزرگ معاصر آقای دکتر فريدون بدره ای در کتاب « کوروش کبير در قرآن مجيد و عهد عتيق » و بسیاری دیگر ٬ هر یک به نوعی درباره ذوالقرنين تحقیقات علمی به انجام رسانیده اند که یکی بودن ذوالقرنین قرآن کریم و کوروش از آنها نتیجه گیری می شود.

در سوره کهف آيات ۸۳ تا ۹۸ به نام و بعضی اعمال ذوالقرنين و ويژگيهای شخصيت وی اشاره شده است که از جمله آنها ، مُلک حق در روی زمین به حکم خدا ، اول سفر به غرب دنیا ، سپس سفر به شرق دنیا ، سفر به طرف كوه‏هاى نزدیک به قوم وحشی ياجوج و ماجوج ، و ساخت سدی در آن منطقه است."حضرت علامه طباطبائی"در "تفسیر المیزان" تحقیقات گسترده و طولانی قرآنی - توراتی - تاریخی را انجام داده اند و از بین هفت پادشاه تاریخی ، هریک را به تفصیل بررسی می کند و در نهایت صراحتا اعلام می دارد که محتمل ترین انتخاب ، کوروش است. واللهُ اعلم.

 سبب نزول سوره کهف جدال میان یهودیان و قریش برعلیه پیامبر(ص) بود که قریش با همکاری یهودیان ، برای آزمودن حضرت محمد(ص) ، از سرگذشت‏ شخصى در تورات پرسیدند كه ميان مشرق و مغرب عالم گرديد تا به سد ياجوج و ماجوج رسيد. با توجه به خود آیات ، تفاسیر این آیات توسط دانشمندان برجسته علوم قرآنی ، علت نزول آیات در پاسخ به یهودیان و در نظر داشتن روایات توراتی و آشنایی یهود با کوروش ، و قیاس تاریخی شخصیت کوروش با دیگر فرمانروایان(مثلا اسکندر مقدونی) ... بی تردید ، ذوالقرنین قرآن همان ذوالقرنین تورات یعنی همان کوروش کبیر می باشد. شیعه حتی پای را فراتر می گذارد بطوری که حدیثی از امام باقر(ع) روایت شده است که بر پیامبری کوروش نیز صحه می گذارد.

مطلب کامل را مطالعه کنید. . .


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 
 
  بالا